شماره تماس: 09127771360

تخلیه مغازه دارای حق کسب و پیشه؛ شرایط و مراحل قانونی

تخلیه مغازه‌ای که مستأجر در آن دارای حق کسب و پیشه یا سرقفلی است، به نوع رابطه استیجاری، قانون حاکم بر قرارداد و علت درخواست تخلیه بستگی دارد. در برخی شرایط، از جمله مواردی که قانون برای تعدی یا تفریط مستأجر آثار حقوقی مشخصی در نظر گرفته است، امکان طرح دعوای تخلیه مطرح می‌شود؛ اما تحقق شرایط قانونی باید با توجه به مدارک و وضعیت هر پرونده بررسی شود.

در این مقاله، شرایط قانونی تخلیه ملک تجاری، مفهوم تعدی و تفریط، مدارک موردنیاز، نحوه اثبات ادعا و نکات مهم پیش از طرح دعوا را بررسی می‌کنیم.

خلاصه ی مقاله در یک نگاه

مالک یک مغازه تجاری که از سال ۱۳۶۹ با اجاره‌نامه رسمی به دو مستأجر اجاره داده شده بود، به بهانه «تعطیلی حدود ۲۵ ساله مغازه» و «ایجاد تأسیسات بدون اجازه»، دادخواست تخلیه به دلیل تعدی و تفریط مطرح کرد. دادگاه بدون ورود به ماهیت تعدی و تفریط، به این دلیل که تقاضای تخلیه قبل از اعلام فسخ اجاره‌نامه مطرح شده است، قرار عدم استماع دعوا صادر کرد. در واقع خواسته ی خواهان باید پس از اعلام فسخ قرارداد، تایید فسخ و تخلیه می بود.

من اشکان امامی وکیل پایه یک دادگستری هستم؛ در این خصوص اگر نیازمند مشاوه باشید می توانید با ارسال پیامک نوبت مشاوره ی خود را رزرو کنید.

 

مشخصات پرونده

  • مرجع رسیدگی: شعبه ۸۲ دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید صدر تهران
  • تاریخ تقدیم دادخواست: ۱۴۰۴/۰۷/۱۶
  • تاریخ رسیدگی و صدور رأی: ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
  • خواهان: مالک و موجر مغازه
  • خواندگان: دو مستأجر (و دارنده حق کسب و پیشه)، با وکالت اشکان امامی
  • موضوع اجاره: یک باب مغازه تجاری، شش دانگ، به موجب اجاره‌نامه رسمی سال ۱۳۶۹ برای شغل فروش مواد پروتئینی
  • خواسته: تخلیه مورد اجاره به دلیل تعدی و تفریط، به‌همراه خسارات دادرسی
  • نتیجه: قرار عدم استماع دعوا

ادعاهای خواهان (موجر) در دعوای مطروحه

موجر در دادخواست خود چند ادعا را مطرح کرد:

  1. تعطیلی طولانی مغازه: مستأجرین از حدود سال ۱۳۷۹ (قریب ۲۵ سال) مغازه را کاملاً بسته و بلااستفاده رها کرده‌اند. به‌گفته او، قبوض برق با مصرف نزدیک به صفر، قبوض عوارض کسب و پیشه با عبارت «بدون فعالیت» و اظهارنامه و سوابق مالیاتی، همگی گواه ترک کسب است.
  2. کاهش ارزش ملک: بسته ماندن مغازه موجب از رونق افتادن محل و افت ارزش ملک تجاری شده و این را مصداق تفریط در نگهداری و استفاده ی نامشروع از ملک دانسته است.
  3. احداث توالت و دستشویی: مستأجرین بدون اجازه، در انتهای مغازه توالت و دستشویی با مصالح ساختمانی ساخته‌اند و این سازه روی سقف طبقه زیرین (بنایی حدود ۶۰ ساله) باعث ترک‌خوردگی و خسارت شده است.
  4. ممانعت از تعمیرات: بسته بودن طولانی مغازه و رطوبت شدید سقف، دسترسی مالک و انجام تعمیرات اساسی را غیرممکن کرده است.
  5. مستندات قانونی: بند ۸ ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ و مواد ۹۵۱ و ۹۵۲ قانون مدنی و قاعده منع اضرار به غیر.

دلایل خواهان شامل اجاره‌نامه رسمی، سند مالکیت، نظریه کارشناسی و صورتجلسه کارشناسی تأمین دلیل در شورای حل اختلاف، تصاویر ملک، سوابق مصرف برق و قبوض عوارض کسب و پیشه بود و استعلام سوابق مالیاتی، معاینه محل و تحقیقات محلی را هم درخواست کرده است.

دعوای تخلیه مغازه دارای حق کسب پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه دارای حق کسب پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه دارای حق کسب پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دفاعیات وکلای خواندگان (مستأجرین)

وکلای خواندگان در لایحه‌ی مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۲ هم ایراد شکلی مطرح کرده اند و هم دفاعیات ماهوی:

ایراد شکلی:
تأدیه‌ی سالیانه‌ی اجاره‌بها از سوی مستأجر ( موکل ) به موجر ( خواهان ) حکایت از تمدید عملی قرارداد اجاره دارد. با توجه به اینکه موعد انقضای قرارداد، اسفند هر سال بوده، در زمان تقدیم دادخواست، قرارداد اجاره همچنان برقرار بوده است.
بنابراین از حیث شکلی، خواسته بدرستی تعیین نشده؛ زیرا خواهان می‌بایست همزمان با درخواست تخلیه، انحلال قرارداد اجاره را نیز در دادگاه اثبات می‌نمود.

دفاعیات ماهوی:
۱- خروج موضوعی ادعای خواهان از بند ۸ ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر ۵۶:
بند ۸ ماده ۱۴ و ماده ۴۹۰ قانون مدنی ناظر بر عدم تعدی و تفریط مستأجر نسبت به عین مستأجره است. حال‌آنکه خواهان با استناد به « تعطیلی مستمر ملک »، مدعی تفریط شده؛ درحالی‌که مستأجر ( موکل ) بعنوان مالک منفعت و صاحب حق کسب یا پیشه صرفاً نسبت به متعلق حق خود ( منفعت ) تصرفی نکرده و حسب ادعای خواهان مرتکب ترک فعل شده است.
بنابراین نسبت دادن تفریط به عین مستأجره فاقد وجاهت قانونی است؛ زیرا خواهان با خلط میان عین و منفعت، درصدد تطبیق موضوع دعوا با بند ۸ ماده ۱۴ بوده است. با تفکیک میان عین و منفعت به‌عنوان متعلق حق هر طرف، روشن است که در صورت ورود ضرر، ضرر متوجه متعلق حق موکل (منفعت و حق کسب یا پیشه) است، نه عین ملک. برای تبیین موضوع کافی است به اثر عملکرد مستاجر در عین مستاجره و حق کسب یا پیشه توجه شود چرا که:
اولاً، ترک فعل مستأجر هیچ تأثیری در تعهد ایشان نسبت به پرداخت اجاره‌بها نداشته است به نحوی که ایشان علی‌رغم عدم استیفا، اقدام به پرداخت اجاره‌بها در وجه مالک عین ( خواهان ) نموده است.
ثانیاً، اثر مستقیم فعالیت یا عدم فعالیت مستأجر در محاسبه‌ی ارزش حق کسب یا پیشه یعنی متعلق حق خود مستاجر ظاهر می‌شود.
ثالثاً، پذیرش تحلیل خواهان مستلزم ایجاد تکلیف برای صاحب حق در خصوص استیفا از ملک خود است درحالی‌که هیچ عقل سلیمی مالک را به دلیل عدم استیفا از حق خود مسئول نمی‌داند.
افزون بر این، فلسفه‌ی وضع قانون روابط موجر و مستأجر ۵۶ به‌عنوان قانون آمره و حمایتی، اقتضا دارد موارد فسخ و تخلیه عین مستاجره از سوی موجر حصری تفسیر شود.

۲- نقش مستقیم رفتار خواهان در تعطیلی ملک:
رفتار خواهان در تعطیلی ملک مؤثر بوده است؛ زیرا
اولاً: وزارت بهداشت الزام کرده بود که برای فعالیت پروتئینی، سقف کناف جمع و سطوح رنگ‌آمیزی و دیوارها سنگ شود، اما عدم همکاری موجر مانع اعمال این تغییرات جزئی شده است.
ثانیاً: با تبدیل محدوده‌ی ملک به بورس لوازم یدکی، موکل درخواست تغییر شغل نموده که خواهان آن را نپذیرفته است.

۳- درخواست تعدیل اجاره‌بها در سال ۱۳۸۸ و آثار آن:
درخواست موجر برای تعدیل اجاره‌بها در سال ۱۳۸۸ ( رای صادره در جلسه رسیدگی تقدیم دادگاه محترم گردید ) و دریافت اجاره‌بهای تعدیل‌شده، همراه با سال‌ها سکوت ایشان، قرائن معتبری بر بی‌اساس بودن ادعای سقوط حق کسب یا پیشه موکل است.

۴- ادعای خواهان درباره ممانعت از تعمیرات:
حتی در فرض وارد دانستن ادعای خواهان مبنی بر ممانعت موکل از تعمیرات اساسی، ضمانت اجرای موضوع در ماده ۲۲ قانون روابط موجر و مستأجر ۵۶، فقط الزام مستأجر به رفع ممانعت است، نه سقوط حق کسب یا پیشه و تخلیه‌ی عین مستاجره.

۵- ادعای احداث توالت و دستشویی:
ادعای خواهان مبنی بر احداث توالت و دستشویی از سوی موکل نیز مردود است؛ زیرا در قرارداد مورخ ۱۳۶۹/۱۰/۱۹ (قرارداد ناقل حق کسب و پیشه به موکل که حدود دو ماه پیش از اجاره‌نامه رسمی تنظیم شده) صراحتاً ذکر شده که ملک دارای دسشویی و ظرفشویی است.
همچنین در قرارداد اجاره رسمی مورد استناد خواهان تصریح شده:
” حدود و مشخصات ملک نزد طرفین محرز است و به رویت کامل مستأجر رسیده و از محل وقوع و سایر کم و کیف آن مطلع و باقراره متصرف است ” بنابراین ملک با همین وضعیت موجود از سوی موجر به موکل تحویل شده است.

با توجه به مراتب فوق، صدور حکم مقتضی مورد تقاضاست.

رأی دادگاه

دادگاه پس از بررسی اوراق پرونده و مستندات، به این نتیجه رسید:

  • اجاره‌نامه مشمول قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ است، چون مورد اجاره تجاری است و برای مدت یک سال تنظیم شده و طبق همین قانون، قرارداد اجاره صرفاً با گذشت زمان و پایان مدت منقضی نمی‌شود و رابطه استیجاری همچنان پابرجاست.
  • با در نظر گرفتن صدر مواد ۱۴ و ۱۵ قانون یادشده، چون اجاره منقضی نشده، تخلیه عین مستأجره مستلزم فسخ عقد اجاره هم هست و این دو (فسخ و تخلیه) لازم و ملزوم یکدیگرند. بنابراین موجر باید تقاضای تخلیه را همراه با درخواست تایید فسخ قرارداد، به‌صورت همزمان مطرح می‌کرد.
  • خواهان این را رعایت نکرده بود، پس دعوا در وضعیت فعلی طبق مقررات قانونی مطرح نشده است.

بر همین اساس، دادگاه با استناد به ماده ۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، قرار عدم استماع دعوا صادر کرد و خواهان از این رای تجدیدنظر خواهی نکرد و قطعی شد.

دعوای تخلیه مغازه علیه صاحب حق کسب و پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه علیه صاحب حق کسب و پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه علیه صاحب حق کسب و پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه علیه صاحب حق کسب و پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

دعوای تخلیه مغازه علیه صاحب حق کسب و پیشه و تجارت به دلیل تعدی و تفریط

تحلیل حقوقی

۱. دادگاه اصلاً وارد ماهیت نشد

نکته کلیدی این پرونده این است که دادگاه درباره اینکه «آیا ۲۵ سال تعطیلی مغازه تفریط محسوب می‌شود؟» یا «آیا ساخت توالت تعدی بوده؟» نظر نداده است. رأی صرفاً بر نقص در شیوه  ی طرح دعوا استوار است. یعنی این رأی را نباید به‌عنوان «تعطیلی مغازه تفریط نیست» تفسیر کرد.

۲. چرا تخلیه و تایید فسخ لازم و ملزوم هم هستند؟

در اجاره‌های مشمول قانون ۱۳۵۶، پایان مدت اجاره به‌خودی‌خود مستأجر را بیرون نمی‌کند و قرارداد به حکم قانون ادامه می‌یابد. بنابراین موجر برای گرفتن مغازه باید یکی از موارد قانونی تخلیه را ثابت کند و در عین حال دادگاه را وادار به پایان‌دادن به رابطه استیجاری (اعلام فسخ) کند. اگر فقط «تخلیه» خواسته شود، دادگاه می‌پرسد بر چه مبنایی عقدی که هنوز برقرار است باید بی‌اثر شود؟ این همان نقصی است که دادگاه در رأی به آن اشاره کرده است.

۳. قرار عدم استماع دعوا یعنی چه؟

قرار عدم استماع دعوا یعنی دادگاه دعوا را به‌دلیل نقص در شرایط طرح آن نمی‌شنود و به ماهیت نمی‌پردازد و دعوا می‌تواند دوباره و به‌صورت صحیح مطرح شود.

۴. نقاط ضعف دعوای خواهان

  • ناقص بودن خواسته: نیامدن خواسته ی تایید فسخ در کنار تخلیه، همان چیزی بود که دعوا را متوقف کرد.
  • تکیه بر ترک فعل: تعطیلی مغازه ناظر بر استفاده از منفعت است و پیوند آن با «تعدی و تفریط نسبت به عین» محل تردید جدی است.
  • سکوت طولانی: حدود ۲۵ سال بی‌اعتراض ماندن، همراه با دریافت اجاره‌بها و حتی درخواست تعدیل اجاره در سال ۱۳۸۸، موضع او را در دعوا تضعیف می‌کند.
  • ادعای احداث سازه: با توجه به شرط «با وضعیت موجود تحویل گرفتن» و ذکر دستشویی در سند اولیه، اثبات تغییر بعدی دشوار می‌شود.

نکات کاربردی

برای موجران: در اجاره‌های تجاری مشمول قانون ۱۳۵۶، قبل از هر اقدام باید دقیقاً روشن شود قرارداد منقضی شده یا نه و آیا خواسته باید شامل تایید فسخ و تخلیه باشد یا خیر. اشتباه در تنظیم خواسته می‌تواند ماه‌ها زمان و هزینه دادرسی را هدر دهد.

برای مستأجران: تعطیلی طولانی مغازه به‌تنهایی به‌طور خودکار موجب تخلیه نمی‌شود، اما مستأجر باید مراقب مواردی مانند تغییر در ساختمان بدون اجازه باشد. همچنین نگهداری مدارک پرداخت اجاره‌بها و قراردادهای پیشین (مثل سند انتقال حق کسب و پیشه) در دفاع بسیار مؤثر است.

نکته مهم: این تحلیل جنبه آموزشی دارد و جایگزین مشاوره حقوقی نیست. هر پرونده به شرایط و مدارک خاص خودش بستگی دارد.

پرسش‌های متداول

۱. آیا ۲۵ سال تعطیلی مغازه استیجاری باعث می‌شود موجر بتواند مستأجر را تخلیه کند؟

به‌صورت خودکار نه. باید یکی از جهات قانونی تخلیه اثبات شود و دعوا هم با خواسته درست مطرح شود. در این پرونده دادگاه حتی به ماهیت نرسید.

۲. آیا مالک می‌تواند مغازه دارای حق کسب و پیشه را تخلیه کند؟

خیر، به‌صورت عادی نمی‌تواند. مستأجر دارای حق کسب و پیشه با پایان مدت اجاره، ملزم به تخلیه نمی‌شود. مالک فقط در موارد قانونی می‌تواند تخلیه بخواهد؛ مثل تعدی و تفریط، عدم پرداخت اجاره‌بها یا انتقال به غیر بدون اجازه.

۳. تعدی و تفریط مستأجر به چه معناست؟

  • تعدی: استفاده بیش از حد مجاز یا خلاف قرارداد از مغازه. مثلاً تغییر شغل بدون اجازه یا تخریب بخشی از ملک.
  • تفریط: کوتاهی در نگهداری از ملک. مثلاً بی‌توجهی که به خرابی یا خسارت منجر شود.

۴. برای اثبات تعدی و تفریط چه مدارکی لازم است؟

  • قرارداد اجاره
  • نظر کارشناس رسمی دادگستری
  • گزارش و عکس از وضعیت ملک
  • شهادت شهود
  • صورت‌مجلس یا گزارش مأمور (مثلاً اتحادیه صنفی)

۵. آیا تخلیه به علت تعدی و تفریط همیشه حق کسب و پیشه را از بین می‌برد؟

خیر، همیشه نه. اگر تخلیه به‌خاطر تعدی و تفریط ثابت شود، مستأجر معمولاً حق کسب و پیشه را از دست می‌دهد. اما این امر باید در دادگاه اثبات شود و دادگاه شدت تخلف را بررسی می‌کند.

۶. تفاوت حق کسب و پیشه با سرقفلی چیست؟

  • سرقفلی: مبلغی که مستأجر در ابتدای اجاره به مالک می‌پردازد. توافقی است و در قرارداد می‌آید.
  • حق کسب و پیشه: حقی قانونی که به‌واسطه فعالیت تجاری مستأجر در ملک ایجاد می‌شود. پرداخت پول در ابتدا شرط آن نیست.

به بیان ساده، سرقفلی قراردادی و حق کسب و پیشه قانونی است.

۷. دعوای تخلیه ملک تجاری در چه مرجعی رسیدگی می‌شود؟

در دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک رسیدگی می‌شود.

آخرین بروز رسانی در تاریخ 2026/11/01 میلادی برابر با ۱۴۰۵/۰۸/۱۰ شمسی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا